آزادی به معنای گفتن هر چه دلت میخواهد نیست، بلکه به معنای گفتن حقیقت بدون ترس یا تعصب است.
اطاعت یک محدودیت نیست، بلکه راهی به سوی پیروزی نهایی است.
زادی در قرآن
تسلیم شدن داوطلبانه در برابر الله، اوج آزادی است، زیرا شما با اراده آزاد خود، راه آرامش را انتخاب میکنید.
آزاد واقعی کسی است که قلب خود را به الله تقدیم میکند، نه به مردم.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، از الله بترسید و سخن درستى بگویید. (70) اعمال تان را صالح مى گرداند، و گناهان شما را بر شما مى آمرزد. و هر که از الله و پیامبرش اطاعت کند، به راستی به کامیابی بزرگی دست یافته است. (71) [الأحزاب: 70-71]
آزادی به معنای گفتن هر چه دلت میخواهد نیست، بلکه به معنای گفتن حقیقت بدون ترس یا تعصب است.
سخن درست، صدای قلبی است که قبل از سخن گفتن از خدا میترسد.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، از الله بترسید و سخن درستى بگویید. (70) اعمال تان را صالح مى گرداند، و گناهان شما را بر شما مى آمرزد. و هر که از الله و پیامبرش اطاعت کند، به راستی به کامیابی بزرگی دست یافته است. (71) [الأحزاب: 70-71]
هر که تسلیم الله شود، از هر چیز دیگری آزاد میشود.
اطاعت یک محدودیت نیست، بلکه راهی به سوی پیروزی نهایی است.
پس به سوی الله بگریزید، به يقين که من از طرف او برای شما بين دهنده آشکارى هستم (50) و با الله [بر حق] معبود ديگرى را شريك قرار ندهيد، به يقين که من از طرف او برای شما بين دهنده آشکارى هستم (51). [الذاريات: -51-50]
آزادی حقیقی، فرار از بندگی این دنیا به سوی رحمت الله است.
پس به سوی الله فرار کن... پرواز آزادگان تنها به سوی اوست.
پس به سوی الله بگریزید، به يقين که من از طرف او برای شما بين دهنده آشکارى هستم (50) و با الله [بر حق] معبود ديگرى را شريك قرار ندهيد، به يقين که من از طرف او برای شما بين دهنده آشکارى هستم (51). [الذاريات: -51-50]
هرگونه وابستگی به غیر الله، زنجیری پنهان است و هر توحیدی، رهایی ابدی است.
هیچ معبود دیگری را با الله شریک قرار نده، آنگاه بندهای آزاد خواهی بود.
و هر کس نیکوکار باشد، و خود را به الله بسپارد، به يقين به دستگیره محكمى چنگ زده است. و سر انجام کارها به سوی الله است. (22) و [اى پيامبر] کسى كه کفار شود، کفر او تو را اندوهگین نسازد. بازگشت شان به سوی ماست، و آنان را از كارهايى كه انجام دادهاند آگاه خواهیم ساخت. به درستى الله بر آنچه در سینههاست آگاه است. (23) [لقمان: 22-23]
تسلیم شدن داوطلبانه در برابر الله، اوج آزادی است، زیرا شما با اراده آزاد خود، راه آرامش را انتخاب میکنید.
آزاد واقعی کسی است که قلب خود را به الله تقدیم میکند، نه به مردم.
و هر کس نیکوکار باشد، و خود را به الله بسپارد، به يقين به دستگیره محكمى چنگ زده است. و سر انجام کارها به سوی الله است. (22) و [اى پيامبر] کسى كه کفار شود، کفر او تو را اندوهگین نسازد. بازگشت شان به سوی ماست، و آنان را از كارهايى كه انجام دادهاند آگاه خواهیم ساخت. به درستى الله بر آنچه در سینههاست آگاه است. (23) [لقمان: 22-23]
کسی که روی خود را به سوی الله برمیگرداند، نه از فراز و نشیبهای زندگی و نه از کفر کافران متزلزل نمیشود.
آزادی واقعی، دانستن این است که بازگشت نهایی تنها به سوی اوست.
و [اى بيامبر] بگو: حق از طرف پروردگار شما است، پس هر كسى که مى خواهد ایمان بيآورد و هر كسى که خواهد کافر شود. ما برای ستمگران آتشی آماده کردهایم که دیوارهایش آنان را از هر طرف احاطه کرده است. و اگر طلب کمک كنند، به نوشاندن آبی كه مانند فلز گداخته شده است که صورتها را بریان میکند، به آنان کمک میشود. اوه، چه آشامیدنی بدى و چه آرامگاه بدى است! (29) [الكهف: 29]
اسلام ایمان را تحمیل نمیکند، بلکه حقیقت را به روشنی ارائه میدهد:
هر که میخواهد، ایمان بیاورد و هر که میخواهد، کافر شود.
آزادی در اسلام، آزادی جستجوی حقیقت است، نه فرار از آن.
و [اى بيامبر] بگو: حق از طرف پروردگار شما است، پس هر كسى که مى خواهد ایمان بيآورد و هر كسى که خواهد کافر شود. ما برای ستمگران آتشی آماده کردهایم که دیوارهایش آنان را از هر طرف احاطه کرده است. و اگر طلب کمک كنند، به نوشاندن آبی كه مانند فلز گداخته شده است که صورتها را بریان میکند، به آنان کمک میشود. اوه، چه آشامیدنی بدى و چه آرامگاه بدى است! (29) [الكهف: 29]
ایمان را نمیتوان خرید یا تحمیل کرد؛ ایمان زمانی انتخاب میشود که قلب، زیبایی حقیقت را درک کند.
اما آزادی بدون مسئولیت، زمانی به پشیمانی تبدیل میشود که خیلی دیر شده است.
اجباری در پذيرفتن دين نیست. و به تحقيق راه درست از راه نادرست بيان شده است. پس هر كسى که به طاغوت کفر بورزد و به الله ایمان بيآورد، به يقين كه به دستگیره محكمى چنگ زده است، که گسستنی برای آن نیست، و الله تعالى شنواى و دانا است. (256) [البقرة 256]
«در دین هیچ اجباری نیست» یک شعار نیست، بلکه یک حقیقت قرآنی است.
اسلام شما را به تفکر دعوت میکند، نه به اجبار.
زیرا حقیقت برای کسانی که میخواهند آن را ببینند، آشکار است.
اجباری در پذيرفتن دين نیست. و به تحقيق راه درست از راه نادرست بيان شده است. پس هر كسى که به طاغوت کفر بورزد و به الله ایمان بيآورد، به يقين كه به دستگیره محكمى چنگ زده است، که گسستنی برای آن نیست، و الله تعالى شنواى و دانا است. (256) [البقرة 256]
آزادی واقعی، رهایی از پرستش مردم و ایدهها و ایمان الله است.
وقتی معبودان دروغین را رد میکنید و به خالق ایمان میآورید، به محکمترین دستگیره چنگ زدهاید.
[اى بيامبر] بگو: ای مردم، حق از جانب پروردگارتان برای شما آمده است. پس هر كسى که هدایت شود، همانا به فايده خود هدایت شده است؛ و هر كسى که گمراه شود، تنها به ضرر خود گمراه شده است. و من بر شما نگهبان نیستم. (108) [يونس 108]
الله حقیقت را به همه مردم ارائه داد، سپس انتخاب را به دل هر فرد واگذار کرد.
هر که هدایت شود، به نفع خود هدایت میشود و هر که گمراه شود، به ضرر خود گمراه میشود.
آزادی عقیده در اسلام یک مسئولیت فردی است، نه یک امر سرپرستی.
[اى بيامبر] بگو: ای مردم، حق از جانب پروردگارتان برای شما آمده است. پس هر كسى که هدایت شود، همانا به فايده خود هدایت شده است؛ و هر كسى که گمراه شود، تنها به ضرر خود گمراه شده است. و من بر شما نگهبان نیستم. (108) [يونس 108]
پیامبر برای تحمیل فرستاده نشده، بلکه برای ابلاغ پیام فرستاده شده است.
و هر کس راه خود را بر اساس وجدان خود در برابر الله انتخاب میکند.
این آزادی است که ایمان را نفی نمیکند، بلکه مکمل آن است.
[اى بيامبر] با حکمت و اندرز نیکو [مردم را] به راه پروردگارت دعوت نما، و با آنها به شيوه نیکوتر بحث و مناظره كن، به يقين که پروردگارت به [حال] گمراه شدگان داناتر است، و او به [حال] راه یافتگان داناتر است. (125) [النحل: 125]
قرآن به درگیری دعوت نمیکند، بلکه به گفتگوی مبتنی بر حکمت دعوت میکند.
«و با آنها به بهترین شیوه بحث کنید»... پلی از سخنان نیکو که آنچه را که خشونت ویران میکند، ترمیم میکند.
[اى بيامبر] با حکمت و اندرز نیکو [مردم را] به راه پروردگارت دعوت نما، و با آنها به شيوه نیکوتر بحث و مناظره كن، به يقين که پروردگارت به [حال] گمراه شدگان داناتر است، و او به [حال] راه یافتگان داناتر است. (125) [النحل: 125]
گفتگو در اسلام نبرد نیست، بلکه دعوتی است برای دیدار ذهنها و قلبها در پرتو حقیقت.
هر کس به حکمت ایمان داشته باشد، معتقد است که سخنان نیکو از سلاح قدرتمندتر است.
و نیکی و بدی با هم برابر نیستند. [و بدی ديگران را] به شيوه كه نیکوتر است دفع کن. به اين طريق كسى كه ميان تو او دشمنی است، دوست صمیمی [تو] میشود (34) جز کسانى كه صبر مى كنند، [و] جز کسانى که از [اخلاق وايمان] بهره وافرى دارند، از اين شيوه بر خور دار نمیشود. (35) [فصلت: 34-35]
وقتی با مهربانی به خطا پاسخ میدهید، دیوارها فرو میریزند و پلها ساخته میشوند.
قرآن به ما میآموزد که قلبها با مهربانی باز میشوند، نه با خشونت.
و نیکی و بدی با هم برابر نیستند. [و بدی ديگران را] به شيوه كه نیکوتر است دفع کن. به اين طريق كسى كه ميان تو او دشمنی است، دوست صمیمی [تو] میشود (34) جز کسانى كه صبر مى كنند، [و] جز کسانى که از [اخلاق وايمان] بهره وافرى دارند، از اين شيوه بر خور دار نمیشود. (35) [فصلت: 34-35]
یک پاسخ زیبا فقط از یک روح بزرگ و صبر زیاد ناشی میشود.
با این ادب، فرد از دشمنی دور میشود و به انسانیت وسیعتری میرسد.
و از دلايل [قدرت] او آن است که براى شما جنس خودتان همسرانی آفرید، تا در کنار آنان آرامش بگيريد، وبين شما دوستى ومهربانى به وجود آورد، به يقين در این كار دلايلي براى كسانى است كه مى انديشند. (21)[ الروم 21]
در قرآن، ازدواج فقط یک قرار داد مالی نیست، بلکه منبعی از آرامش، و عشق و رحمت است.
این آیه فقط درباره یک مرد و یک زن نیست، بلکه درباره دو قلبی است که الله برای یکدیگر می یابد.
و از دلايل [قدرت] او آن است که براى شما جنس خودتان همسرانی آفرید، تا در کنار آنان آرامش بگيريد، وبين شما دوستى ومهربانى به وجود آورد، به يقين در این كار دلايلي براى كسانى است كه مى انديشند. (21)[ الروم 21]
وقتی الله عشق و رحمت را بین قلبها قرار میدهد، خانهها به بهشتی کوچک روی زمین تبدیل میشوند.
عشق در اسلام یک احساس زودگذر نیست، بلکه نشانه ای از جانب خالق است.
۞ و پروردگارت مقرر داشت که جز او [ديگرى] را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید، اگر یکی از آن دو، [ از پدر و مادر]یا هر دوى آنها نزد تو به سن پیری رسیدند، (اف) [كه كمترين كلمه نا مناسبى است] براى آنها مگو، و بر سر آنها فرياد مزن، و با آنها به احترام سخن بگو. (23) و از روی مهربانی بال فروتنی را براى آنان هموار كن و بگو: پروردگارا، همانگونه که آنان مرا در کودكى پرورش دادند، [اكنون كه بزرگ سال پير شده اند] تو بر آنها رحمت آور(24) [الإسراء:23- 24]
قرآن قبل از اینکه به نماز دستور دهد، نیکی به والدین سفارش کرده است.
نیکی به آنها لطفی نیست که ما جبران کنیم، بلکه سپاسگزاری از زندگی است که همه چیز را به ما داده است.
۞ و پروردگارت مقرر داشت که جز او [ديگرى] را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید، اگر یکی از آن دو، [ از پدر و مادر]یا هر دوى آنها نزد تو به سن پیری رسیدند، (اف) [كه كمترين كلمه نا مناسبى است] براى آنها مگو، و بر سر آنها فرياد مزن، و با آنها به احترام سخن بگو. (23) و از روی مهربانی بال فروتنی را براى آنان هموار كن و بگو: پروردگارا، همانگونه که آنان مرا در کودكى پرورش دادند، [اكنون كه بزرگ سال پير شده اند] تو بر آنها رحمت آور(24) [الإسراء:23- 24]
نیکی_به_والدین نیازی به رفتارهای بزرگ ندارد؛ گاهی اوقات یک کلمه محبتآمیز کافی است.
قرآن به ما میآموزد که حتی یک ابراز ناراحتی ساده، قلب والدین را جریحهدار میکند و رحمت بهترين ترین راه برای تشکر از آنهاست.