داستان های هدایت در قرآن
هر کسی که در زندگیاش گمراه میشود، به دنبال گم شدن نیست،
و گاهی اوقات ما به این دلیل گمراه نمیشویم که از خدا فاصله گرفتهایم،
بلکه به این دلیل که مسیر طولانی بوده است،
و قلب از تلاشهای مکرر خسته شده است.
قرآن داستانهایی از دوران گذشته نمیگوید،
و نه وقایع را صرفاً برای سرگرمی بازگو میکند،
بلکه به آرامی به شما نزدیک میشود،
و در قلب شما زمزمه میکند:
آنچه را که شما از سر میگذرانید... دیگران نیز از سر گذراندهاند.
یوسف، علیه السلام،
به تنهایی به چاه انداخته شد،
سپس طوری فروخته شد که گویی هیچ ارزشی ندارد،
سپس با وجود پاکیاش به ناحق زندانی شد،
و داستان میتوانست در هر نقطهای پایان یابد.
اما الله شاهد بود،
آنچه را که انسانها نمیتوانند ببینند، مینوشت.
﴿ گفتند: آيا به راستى تو يوسف هستى؟ گفت: من يوسف هستم، واين برادر من است، وبه يقين الله بر ما منت نهاد، وكسى كه پرهيزگارى نموده وصبر كند، الله مزد نيكوكاران را ضايع نمى كند﴾.
[يوسف: 90]
هدایت در قرآن
همیشه ناگهانی نمیآید،
بلکه آرام آرام در میان درد رشد میکند،
و پس از صبر متولد میشود،
زمانی که اتکا به نفس از بین میرود... و امید باقی میماند.
داستانهای قرآن به شما حقیقت را میگویند:
هدایت ممکن است به تأخیر بیفتد،
اما هرگز از بین نمیرود.
تا زمانی که الله با اوست، میشنود و میبیند،
حتی چاه...
ممکن است اولین قدم در مسیر نور باشد.
ویدیو های مرتبط
See other videos from same category